مقدمه :
گويا امروزه مسكن فقط بايد محلي يراي سكونت باشد نه براي آرامش روحي و رواني افراد خانوار :زيرا بسياري از سودجويان و ماده پرستان دنياي غرب ، منزلي طراحي مي كنند كه تنها تامين كننده سودشان باشد ، ديگر روح و روان براي آنها بي معنا شده است و اين دقيقا نقطه مقابل معماري ايراني و اسلامي است كه ديروز معمار ايراني ، بنايي ، خانه اي و … را با مردم و براي مردم مي ساخت كه روح و جان و آرامش خانواده اولين هدف او بود . و سكونت دردرجه دوم قرار مي گرفت و با كمال تاسف دنياگرايي و سودمداري دنياي غرب امروزه در حال رسوخ به فرهنگ و نهاد معماري ماست و بعضي از معماران تحصيلكرده دانشكده هاي غرب به آن خوشامد مي گويند و آن تدابير معماري غريبه با فرهنگ ما را به اجرا مي گذارند .
آري معماري امروزه ما ، به جاي گرايش به فرهنگ ايراني و اسلامي خودمان ، به ( مدهاي غربي ) گرايش پيدا كرده است و خواسته يا نا خواسته در مسيري افتاده است كه ما را از اصل وخويش دور مي كند و گويا بعضي از مردم جامعه هم ، مدتي كوتاه ، آن را پاسخي رضايت بخش به خواسته اي خود مي پندارند كساني كه ناخرسندي به دل راه مي دهند و اندكتر از آنان نيزكساني هستند كه ناخشنودي خود را در قالب اظهارات صادقانه و اگاهانه با ديگران در ميان بگذارند تا بلكه مانعي بر سر راه تخريب ارزشهاي فرهنگي و معماري جامعه ما باشد
لازم به تذكر و تاكيد است كه در همين بدو امر بايد روشن سازيم كه ما با توسعه معماري مخالف نيستيم ، ما خشت و گل را تجويز نمي كنيم . ما تضادي با آپارتمان نشيني نداريم و از مزاياي آن نيز آگاهيم . اما رشد غير اصولي آپارتمان نشيني و پيدايش برجها و اسمان خراشها كه به فرهنگ ما لطمه شديدي وارد نمايد ، نه تنها خوشايند ما نيست ، بلكه مي كوشيم تا جلوي تضادش با فرهنگمان را سد نماييم و به جاي اينكه فرهنگمان را اسير آن نماييم ، آن را سازگار با موازين ملي ، شرعي و فرهنگي مان كنيم و در تلاشيم تا معايبش را بكاهيم و مزاياي بالقوه اش را تقويت كنيم .
هدف ما اين است كه معماري ما غربي نشود . زيرا اگر معماري ما غربي شود جاي پاي فرآورده هاي صنعتي غربي براي مصرف در كشور ما آنچنان محكم مي شود كه بازار ما همه ش غربي مي شود ، خانه كه غربي شد مصالح آن كه غربي شد ، تابلوي نقاشي ( انسان سگ بازي كه با سگش بر سر ميز غذا نشسته اند ، آذين خانه مي شود و جاي گچبري و كاشيكاري و تابلوي و آن يكاد و ……. را گرفت ، پوشش و دكور خانه كه غربي شد ، پوشش و ظاهر صاحب خانه نيز ناخواسته غربي شود و ديري نخواهيد پاييد كه بايد فرهنگ و معماري اصيل و ارزشهاي كهنمان را در موزه ها و كتب تاريخي جستجو كنيم و اگر از امروز در انديشه يافتن علاج اين واقعه ناگوار نباشيم ، فردا جز پشيماني ، ثمري ديگر نخواهيم داشت .
آري وقتي « چرخش طبيعي باد از طريق بادگيرها » جاي خود را به ( سيركولاسيون فن كوئل ) مي دهد ، ديگر سرمايش و گرمايش ما نيز منوط به كمك غرب است و غرب وقتي كمك مي كند كه ما غربي شويم ( بار ديگر تاكيد مي كنيم كه ما با تكنولوژي نيز مخالفتي نداريم بلكه بايد اثرات منفي ان را كم نماييم و خود را وابسته به ان نكنيم ) .
امروزه نمايندگان معماري معاصر غرب با انكار الزامات و ارزشهاي معماري و با زدن مهر تشابه برمعماري هاي متنوع محلي ، معماري پيشنهادي خود را با عنوان و ادعاي معماري بين المللي و با الفاظ فريبنده اي تحت عنوان ( مدرنيسم ) از طريق نشريات گوناگون همچون بخشنامه اي به سراسر جهان ابلاغ مي كننند .
فرهنگهاي سنتي چند هزار ساله اي نظير فرهنگ ايران ، در اصول و مباني خود ، كه معنوي هستند ، در نقطه مقابل فرهنگ مادي غربي قرار دارند و از اين رو معماري هاي آنها به عنوان نهادهايي بر آمده از اين دو فرهنگ ، در اساس نه فقط متفاوت كه حتي از بسياري جهات متباين و متضادند . اين پيشروي الگوهاي فرهنگ معماري غربي ، بدون شك بدان علت است كه خلآ حاصل از عقب نشيني نهادهاي سنتي عموماً با چيزي از نوع غربي ان جايگزين شده است و نيز اينكه مسير تغييرات در آينده ، در صورتيكه چرخ روزگار بر همين پاشنه بچرخد ، بسوي باز هم ( غربي شدن ) و ( مادي شدن ) پيش خواهيم رفت و اين معماران غربي چون لوكوربوزيه و ….. جايگزين معماراني چون شيخ بهايي خواهد شد .
سه اصل مهم معماري اسلامي كه در تقابل شديد با معماري غربي قرار دارند عبارتند از :
1- عدم اشراف در فرهنگ معماري اسلامي و ايراني
2- عدم اسراف در فرهنگ معماري اسلامي وايراني
3- عدم احجاف در فرهنگ معماري اسلامي ايراني
در اين مجال ضمن اشاره به نكات فوق به تحليل ايدئولوژيك معماري اسلامي و ايراني در تقابل با فرهنگ غربي و جديد وارداتي مي پردازيم .
تمايزات
|
فلسفي و ايدئولوژيكي
|
|
1- خانه به عنوان : « ماشيني براي سكونت »
تفكر مكانيكي يا ماشيني نسبت به عالم كه مبناي انديشه در تمدن جديد و از مختصات جهانبيني در دوره معاصر غرب است ، در نظر گرفت . تفكري كه با انكار مشيت الهي در تحولات جاري هستي زمينه را براي واگذاري نقش اصلي در سير حوادث به انسان فراهم كرده
و اين همان است كه از آن به عنوان
« اومانيسم » تعبير شده است .
|
خانه به عنوان :
« مكاني براي تعالي بشر » و تاكيد بر مشيت الهي در تحولات جاري هستي
|
|
كاركردي يا وسيله اي بودن و حركت و بي قراري يا سرعت مسكن
|
برقراري ارتباط ميان پديدارهاي زميني و عالم بالا در فضاي مسكن
|
|
مسكن محلي براي گذران ساعات و استراحت
|
مسكن محلي است براي برگزاري آداب و تشريفات زندگي سنتي كه خود جزيي از اداب و مناسك ديني و يا در ادامه ان است .
|
|
سست شدن باورهاي ديني
|
تقويت باورهاي ديني
|
|
خالي شدن صورت خانه از آداب و ترتيب و سلسله مراتب
|
پيچيدگي صورت خانه و رعايت سلسله مراتب .
( هشتي ، اندروني ، بيروني و …. )
|
|
يافتن شكل ساده و مختصر و پيش پا افتاده
|
داشتن شكل و هويتي مستقل و در هم تافته ، متشكل از فرهنگ و كالبد
|
|
تبديل همه عملكردهاي گسترده خانه به چند عملكرد ابتدايي مربوط به حيات طبيعي يا بيولوژيكي .
|
گستردگي عملكردهاي خانه
|
|
تمايزات
|
كالبدي و فيزيكي
|
|
افزايش سطوح شفاف و فرا نما
|
افزايش سطوح غير قابل ديد
|
|
كاهش حجاب در معماري
|
افزايش حجاب ساختمان و مسكن
|
|
تظاهر سطوح خارجي منزل و زيبا سازي نماي خارجي
|
افزايش زيبايي سطوح داخلي منزل مسكوني و زيبا سازي نماي داخلي مسكن
|
|
(طراحي از بيرون ) به عنوان قاعده در معماري مدرن
|
(طرحي از درون ) به عنوان قاعده در معماري سنتي و به كار گيري هنرهاي گوناگون در نماي داخلي مسكن در تمدن اسلامي براي تحقق بخشيدن به آيه شريفه ذيل : و ا لله جعل لكم من بيوتكم سكنا
(نحل ، آيه 80 )
خدا وند خانه هايتان را مايه آرامش شما قرار داد
كه اين امر در فرهنگ اسلامي و كلمه اسلام يعني دين اشتي و آرامش است كه ساير بناه ها را نيز در بر مي گيرد
|
|
خانه در بسياري موارد محل قوام و دوام خانواده نيست
|
خانه ( مكان آرامش خانواده است ) و مايه دوام و قوام آن
|
|
برون گرا كردن و برون نما كردن منزل
|
به كار گيري تدابير گوناگون براي درون گرا كردن منازل و رو به درون كردن آنها
|
|
افزايش امكان اشراف و احاطه از بيرون خانه به درون خانه
|
منتفي كردن امكان اشراف و احاطه از بيرون خانه به درون دور ماندن مركز خانه از هياهوي كوچه و بازار
|
|
عدم استقلال خانه از بيرون
|
انفكاك و استقلال خانه از محيط و بناهاي پيرامون
|
|
كاهش آرامش براي اهل خانه به ويژه در زندگي امروز كه گويي دور فلك پر شتابتر شده و شهرها تبديل به كانون هاي شلوغ و تشويق شده اند
|
افزايش آرامش براي اهل خانه
|
|
تنگ شدن عرصه بر برقراري آرامش و معنويت
|
|
|
ادغام چندين واحد مسكوني در يك ساختمان و آپارتمان نشيني
|
|