پاتوقی برای دانشجویان شهرسازی

با سلام به جمع ما خوش آمدید این تارنما بهانه ای برای جمع بودن ماست لحظه های خوب و مفیدی را سپری کنید مدیریت وبگاه سیمای شهر
:: پروفایل مدیر وبلاگ
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.
 
اصول و مبانی برنامه ريزی شهری
نویسنده : shahrsaz
تاریخ : یکشنبه 13 اسفند 1391

 

مقدمه :

گويا امروزه مسكن فقط بايد محلي يراي سكونت باشد نه براي آرامش روحي و رواني افراد خانوار :زيرا بسياري از سودجويان و ماده پرستان دنياي غرب ، منزلي طراحي مي كنند كه تنها تامين كننده سودشان باشد ، ديگر روح و روان براي آنها بي معنا شده است و اين دقيقا نقطه مقابل معماري ايراني و اسلامي است كه ديروز معمار ايراني ، بنايي ، خانه اي و را با مردم و براي مردم مي ساخت كه روح و جان و آرامش خانواده اولين هدف او بود . و سكونت دردرجه دوم قرار مي گرفت و با كمال تاسف دنياگرايي و سودمداري دنياي غرب امروزه در حال رسوخ به فرهنگ و نهاد معماري ماست و بعضي از معماران تحصيلكرده دانشكده هاي غرب به آن خوشامد مي گويند و آن تدابير معماري غريبه با فرهنگ ما را به اجرا مي گذارند .

آري معماري امروزه ما ، به جاي گرايش به فرهنگ ايراني و اسلامي خودمان ، به ( مدهاي غربي ) گرايش پيدا كرده است و خواسته يا نا خواسته در مسيري افتاده است كه ما را از اصل وخويش دور مي كند و گويا بعضي از مردم جامعه هم ، مدتي كوتاه ، آن را پاسخي رضايت بخش به خواسته اي خود مي پندارند كساني كه ناخرسندي به دل راه مي دهند و اندكتر از آنان نيزكساني هستند كه ناخشنودي خود را در قالب اظهارات صادقانه و اگاهانه با ديگران در ميان بگذارند تا بلكه مانعي بر سر راه تخريب ارزشهاي فرهنگي و معماري جامعه ما باشد


لازم به تذكر و تاكيد است كه در همين بدو امر بايد روشن سازيم كه ما با توسعه معماري مخالف نيستيم ، ما خشت و گل را تجويز نمي كنيم . ما تضادي با آپارتمان نشيني نداريم و از مزاياي آن نيز آگاهيم . اما رشد غير اصولي آپارتمان نشيني و پيدايش برجها و اسمان خراشها كه به فرهنگ ما لطمه شديدي وارد نمايد ، نه تنها خوشايند ما نيست ، بلكه مي كوشيم تا جلوي تضادش با فرهنگمان را سد نماييم و به جاي اينكه فرهنگمان را اسير آن نماييم ، آن را سازگار با موازين ملي ، شرعي و فرهنگي مان كنيم و در تلاشيم تا معايبش را بكاهيم و مزاياي بالقوه اش را تقويت كنيم .

هدف ما اين است كه معماري ما غربي نشود . زيرا اگر معماري ما غربي شود جاي پاي فرآورده هاي صنعتي غربي براي مصرف در كشور ما آنچنان محكم مي شود كه بازار ما همه ش غربي مي شود ، خانه كه غربي شد مصالح آن كه غربي شد ، تابلوي نقاشي ( انسان سگ بازي كه با سگش  بر سر ميز غذا نشسته اند ، آذين خانه مي شود و جاي گچبري و كاشيكاري و تابلوي و آن يكاد و ……. را گرفت ، پوشش و دكور خانه كه غربي شد ، پوشش و ظاهر صاحب خانه نيز ناخواسته غربي شود و ديري نخواهيد پاييد كه بايد فرهنگ و معماري اصيل و ارزشهاي كهنمان را در موزه ها و كتب تاريخي جستجو كنيم و اگر از امروز در انديشه يافتن علاج اين واقعه ناگوار نباشيم ، فردا جز پشيماني ، ثمري ديگر نخواهيم داشت .

آري وقتي « چرخش طبيعي باد از طريق بادگيرها » جاي خود را به ( سيركولاسيون فن كوئل ) مي دهد ، ديگر سرمايش و گرمايش ما نيز منوط به كمك غرب است و غرب وقتي كمك مي كند كه ما غربي شويم ( بار ديگر تاكيد مي كنيم كه ما با تكنولوژي نيز مخالفتي نداريم بلكه بايد اثرات منفي ان را كم نماييم و خود را وابسته به ان نكنيم ) .

امروزه نمايندگان معماري معاصر غرب با انكار الزامات و ارزشهاي معماري و با زدن مهر تشابه برمعماري هاي متنوع محلي ، معماري پيشنهادي خود را با عنوان و ادعاي معماري بين المللي و با الفاظ فريبنده اي تحت عنوان ( مدرنيسم ) از طريق نشريات گوناگون همچون بخشنامه اي به سراسر جهان ابلاغ مي كننند .

فرهنگهاي سنتي چند هزار ساله اي نظير فرهنگ ايران ، در اصول و مباني خود ، كه معنوي هستند ، در نقطه مقابل فرهنگ مادي غربي قرار دارند و از اين رو معماري هاي آنها به عنوان نهادهايي بر آمده از اين دو فرهنگ ، در اساس نه فقط متفاوت كه حتي از بسياري جهات متباين و متضادند . اين پيشروي الگوهاي فرهنگ معماري غربي ، بدون شك بدان علت است كه خلآ حاصل از عقب نشيني نهادهاي سنتي عموماً با چيزي از نوع غربي ان جايگزين شده است و نيز اينكه مسير تغييرات در آينده ، در صورتيكه چرخ روزگار بر همين پاشنه بچرخد ، بسوي باز هم ( غربي شدن ) و ( مادي شدن ) پيش خواهيم رفت و اين معماران غربي چون لوكوربوزيه و .. جايگزين معماراني چون شيخ بهايي خواهد شد .

 

 

سه اصل مهم معماري اسلامي كه در تقابل شديد با معماري غربي قرار دارند عبارتند از :

1-    عدم اشراف در فرهنگ معماري اسلامي و ايراني

2-     عدم اسراف در فرهنگ معماري اسلامي وايراني

3-     عدم احجاف در فرهنگ معماري اسلامي ايراني

در اين مجال ضمن اشاره به نكات فوق به تحليل ايدئولوژيك معماري اسلامي و ايراني در تقابل با فرهنگ غربي و جديد وارداتي مي پردازيم .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تمايزات

                فلسفي و ايدئولوژيكي

1-    خانه به عنوان : « ماشيني براي سكونت »

تفكر مكانيكي يا ماشيني نسبت به عالم كه مبناي انديشه در تمدن جديد و از مختصات جهانبيني در دوره معاصر غرب است ، در نظر گرفت . تفكري كه با انكار مشيت الهي در تحولات جاري هستي زمينه را براي واگذاري نقش اصلي در سير حوادث به انسان فراهم كرده

و اين همان است كه از آن به عنوان
« اومانيسم » تعبير شده است  .

خانه به عنوان :

« مكاني براي تعالي بشر » و تاكيد بر مشيت الهي در تحولات جاري هستي

 

كاركردي يا وسيله اي بودن و حركت و بي قراري يا سرعت مسكن

 

برقراري ارتباط ميان پديدارهاي زميني و عالم بالا در فضاي مسكن

 

مسكن محلي براي گذران ساعات و استراحت

 

 

مسكن محلي است براي برگزاري آداب و تشريفات زندگي سنتي كه خود جزيي از اداب و مناسك ديني و يا در ادامه ان است .

 

 

سست شدن باورهاي ديني

تقويت باورهاي ديني

 

خالي شدن صورت خانه از آداب و ترتيب و سلسله مراتب

 

پيچيدگي صورت خانه و رعايت سلسله مراتب .
 ( هشتي ، اندروني ، بيروني و
. )

 

يافتن شكل ساده و مختصر و پيش پا افتاده

 

 

داشتن شكل و هويتي مستقل و در هم تافته ، متشكل از فرهنگ و كالبد

 

 

 

تبديل همه عملكردهاي گسترده خانه به چند عملكرد ابتدايي مربوط به حيات طبيعي يا بيولوژيكي .

گستردگي عملكردهاي خانه

 

 

 

تمايزات

            كالبدي و فيزيكي

افزايش سطوح شفاف و فرا نما

افزايش سطوح غير قابل ديد

 

 

كاهش حجاب در معماري

 

افزايش حجاب ساختمان و مسكن

 

 

 

 

تظاهر سطوح خارجي منزل و زيبا سازي نماي خارجي

 

افزايش زيبايي سطوح داخلي منزل مسكوني و زيبا سازي نماي داخلي مسكن

 

 

(طراحي از بيرون ) به عنوان قاعده در معماري مدرن

 

 

(طرحي از درون ) به عنوان قاعده در معماري سنتي و به كار گيري هنرهاي گوناگون در نماي داخلي مسكن در تمدن اسلامي براي تحقق بخشيدن به آيه شريفه ذيل : و ا لله جعل لكم من بيوتكم سكنا 

                              (نحل ، آيه 80 )

  خدا وند خانه هايتان را مايه آرامش شما قرار داد

 

كه اين امر در فرهنگ اسلامي و كلمه اسلام يعني دين اشتي و آرامش است كه ساير بناه ها را نيز در بر مي گيرد                      

 

 

خانه در بسياري موارد محل قوام و دوام خانواده نيست

 

خانه ( مكان آرامش خانواده است ) و مايه دوام و قوام آن

 

برون گرا كردن و برون نما كردن منزل

 

به كار گيري تدابير گوناگون براي درون گرا كردن منازل و رو به درون كردن آنها

 

 

افزايش امكان اشراف و احاطه از بيرون خانه به درون خانه

 

منتفي كردن امكان اشراف و احاطه از بيرون خانه به درون دور ماندن مركز خانه از هياهوي كوچه و بازار

 

عدم استقلال خانه از بيرون

 

انفكاك و استقلال خانه از محيط و بناهاي پيرامون

 

كاهش آرامش براي اهل خانه به ويژه در زندگي امروز كه گويي دور فلك پر شتابتر شده و شهرها تبديل به كانون هاي شلوغ و تشويق شده اند

 

افزايش آرامش براي اهل خانه

 

تنگ شدن عرصه بر برقراري آرامش و معنويت

 

 

ادغام چندين واحد مسكوني در يك ساختمان و آپارتمان نشيني

 

 

 

 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران